امیدم به پاییز است شاید سر "مهر" بیایی
 

بیست و هشت سالگی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

  چنانکه ارّه‌ی کُند از درخت می‌گذرد.‌‌.

سه‌شنبه بی تو و یادت چه سخت می‌گذرد.‌‌..

 

مجتبی صادقی

 

پ ن: میگه برو پاسپورت بگیر، میگم نمیرم، نمی خوام تنهاییم اندازه ی کل دنیا بشه!!! 

پ ن 2: دلم برف می خواد ،دلم واسه چایی خوردن پشت پنجره برفی تنگ شده

پ ن 3:اونایی که تو خونشون هنوز کرسی زغالی دارند جز قشر بی درد جامعه هستند 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

گریه کار کمی ست برای توصیف رفتنت

دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم...

 

کامران رسول زاده

 

پ ن : بعد تقریبا شش سال می خوام دوباره توییتر نویسی رو شروع کنم اگه فیلتر نبود زودتر شروع می کردم 

پ ن 1:این روزا فقط سرده آسمون هیچ حرکتی از خودش نشون نمیده

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

باید خودم را به خانه ببرم

باید ببرم صورتش را بشوید

ببرم دراز بکشد

دلداریش بدهم که فکر نکند 

که غصه نخورد

باید خودم راببرم بخوابد

"من" خسته است

 

علیرضا روشن

 

پ ن:  گاهی فکر می کنم من قبلا هم به دنیا اومدم، دویست سال پیش!!!

این بازارهای قدیمی این خونه های خشت و گلی انگار ازشون رد شدم  زندگی کردم توشون ، شاید اصلا شاگرد یه قهوه خونه ی قاجاری بودم!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

هرکه به من می رسد بوی قفس می دهد

          جز تو که پر می دهی، تا بپرانی مرا

 

پ ن:نمیدونم شاعرش کیه ولی خیلی دوستش دارم این شعرو

پ ن 1:گاهی وقتا باید بشینی و تکیه بدی به دیوار و خیره بشی به دور دست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

من‌هم می‌دانم که جیک جیک از قار قار زیباتر است

اما باید .. کلاغ باشی تا بفهمی,

این صدا برای این‌همه برف کم است..!

 

( احمدرضا احمدی )

 

توضیح نوشت: قار به زبان ترکی یعنی برف 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

آنچه روشن می شود اتاق است 

      شمع می سوزد 

 

علیرضا روشن

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

از این همه شعر

    لبانت 

ردبف ترین دوبیتی دنیاست!!

 

 

شکرانه قاسمی معافی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

این وبلاگ هنوز زنده است و به کارش ادامه خواهد داد

سعی می کنم یه دستی هم به سر و روش بکشم و حتی با شیوه ی جدید اداره اش کنم

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

 

سرما همه چیز را به هم نزدیک می کند...

گاهی حرفهای تو از دهان من بیرون می آیند...

گاهی دستهای من از جیبهای تو!

 

روزبه سوهانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

 

هر روز صبح بند کفش‌هایت را که می‌بندی

بند دلم پاره می‌شود

و تا شب که برگردی دلم با کفش‌های تو ، هزار راه می رود ..

قربانت گردم دیگر خوب می‌دانم

به پای تو که نه به دست تو پیر خواهم شد !

 

مهدی صادقی 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

يلدا
زنى ست
كه موهاش را تا كمر
بلند كرده
ايستاده روبروى خودش
و خطّ چشم مى كشد،
زنى كه دستش
بوى سيب و آيينه گرفته
لبش رنگ انارِ دندان خورده...
كه لباس شبش
حريرِ بى حريمى ست
كه مردِ خواب هاى شبانه اش را
به آن مى پيچد،
يلدا
طولانى ترين گريه ى مردى ست
كه خواب نمى بيند
كه تا كمر خم شده
از وقتى
زنش موهايش را كوتاه كرده
و رفته...
زنى كه خطّ چشمش ريخته
بس كه وقت رفتن
گريه كرده...
يلدا
همين نبودنِ زنى ست
كه موهايش
كمر مردى را خم كرده...

كامران رسول زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

چون آیینه پیش تو نشستم که ببینی 

 

          در من اثر سخت ترین زلزله ها را

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

صبح علی‌الطلوع راه خواهيم افتاد 
می‌رويم،‌ اما نه دورتر از نرگس و رويای بی‌گذر، 
باد اگر آمد 
شناسنامه‌هامان برای او، 
باران اگر آمد 
چشمهامان برای او، 
تنها دعا کن کسی لایِ کتابِ کهنه را نگشايد 
من از حديث ديو و 
دوری از تو می‌ترسم ... ری‌را!

 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

بنــایِ هستـی ام خیلـی كلنگـی ست


فـرو مـی ریــزد آن را چشـــم هــایـت



محمد رضا لطفی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

یکی باید باشد


که آدم را


با نگاهش صدا کند ..



حمید امجدی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد

 

سعید بیابانکی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آبان 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

از تو شبی جا مانده در من که هرگز صبح نخواهد شد ...

 

عباس حسین نژاد

 

خیلی وقت بود که پست نگذاشته بودم ولی قسمت شد پست 888 رو توی تاریخ 8/8 بگذارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

 

بوسه هایی که بدهکاری همینجا پس بده

       در قیامت سخت میگیرند حق الناس را !

                                                                     محمد رسولی

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت   توسط محمد حسین   | 

 

نه چراغ ،نه فانوس ،نه شمع

              تنها دلم روشن است که می آیی

 

          سرور بهبهانی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت   توسط محمد حسین   |